تبليغاتX
عکاسان ، عکاسی

عکاسان ، عکاسی

مسائل مختلف

Sensor :

 

 

دوربین های غیر دیجیتال (آنالوگ Analog ) رو به یاد میارید؟ همون دوربین هایی که براش فیلم می خریدیم. به تصویر زیر توجه کنید:


تصوير


در دوربین های دیجیتال دیگه خبری از فیلم نیست.  در نتیجه دیگه هزینه خرید و سپس ظهور فیلم هم حذف شده. این امر کار عکاسان خبری رو که از این مسئله همیشه می رنجیدن راحت کرده.

به جای فیلم ، در دوربین های دیجیتال صفحه الکترونیکی ای قرار گرفته که روی اون سلول های حساس به نور کاشته شده است که به اون ها Photo Cell میگن.
اسم این صفحه حساس در اصطلاح Sensor هست. اندازه اون رو می تونید در تصویر
زیر ببینید:


تصوير


تکنولوژی ساخت این صفحات که جایگزین فیلم عکاسی شدند هم اکنون در دنیا بر دو نوع CCD و CMOS هست که مدت های زیادیه که یک عده معتقد هستند CCD ها بهترند و یک عده معتقد هستند CMOS ها بهترند. اما هر کدام یک سری مزیت و یک سری
معایب دارند.

CCD مخفف Charge Copied Devices است. CMOS مخفف Complementary Metal Oxide Semiconductor است. CMOS ها نسبت به  CCDها ارزان تر هستند ، یعنی دوربین هایی که در آنها سنسور CMOS تعبیه شده است ارزان تر از دوربین های CCD دار هستند که خیلی ها همین امر را دلیل بر بهتر بودن CCD ها نسبت به CMOS ها می دانند. اما جدیداً تکنولوژی CMOS ها دچار دگرگونی شده و در دوربین های بسیار بسیار گران قیمت امروزی جای گرفته اند.

تفاوت ها و مزیت های این دو نوع حسگر: CMOS در مقایسه با CCD کمتر باطری مصرف می کند. تجهیزات الکترونیکی جانبی بر روی CMOS ها قابل نصب است اما در مورد CCD به این صورت نیست و اضافه کردن تجهیزات برای کنترل نوردهی و تبدیل سیگنال آنالوگ به دیجیتال به صورت جداگانه صورت می گیرد ، در نتیجه دوربین های CCD دار باید بزرگ تر ، سنگین تر و در نتیجه گران تر شوند. به دلیل ساختار الکترونیکی CMOS ها ، مشکل نوردهی بیشینه یا Over Exposure در این تکنولوژی کمتر بوجود می آید که مطلوب تر است. اما در مقابل CCD ها بیشتر  به نور حساس هستند بنابراین عکس های بهتری در عکاسی شبانه ارائه می دهند.
البته دوربین های دارای CMOS عکس های شفاف تری در محیط روز و روشنایی بدست می دهند.. CCD ها کمتر دچار پارازیت می شوند ، اما CMOS  ها که پارازیت بیشتری دارند نیازمند نصب حذف کننده ی اختلال هستند. بنابراین زمان پردازش هر تصویر طولانی تر از دوربین های CCD دار است.


می بینید که تفاوت هایی دارند و نمی توان گفت کدام بهتر است.


یکی از دلایل کیفیت عکس ، تکنولوژی به کار رفته در جنس سلول های همین Sensor هاست. عامل بسیار بسیار مهم دیگر در کیفیت عکس ، ابعاد این سنسور است. ابعاد فیلم های عکاسی که در قدیم با دوربین های آنالوگ می گرفتیم یادتان هست؟!


تصوير


ابعاد این فیلم 24 در 36 میلیمتر بود. سنسورهایی که در دوربین های دیجیتال به جای این فیلم ها قرار داده شده اند ابعاد گوناگونی دارند. اما سنسوری بهتر است که اندازه آن "قطع نگاتیو" باشد یعنی اندازه همین فیلم هایی که در دوربین می انداختیم. به سنسورهایی با این ابعاد ، سنسورهای  Full Frame می گویند. اینها گران ترین و با کیفیت ترین سنسورهایی است که در دوربین های دیجیتال پیشرفته به کار گرفته می شود. دوربین Canon EOS 5D یک دوربین Full Frame  است که قیمت فقط بدنه آن (بدون لنز) نزدیک به دو میلیون و چهارصد هزار تومان است:


تصوير


خب پس تا اینجا متوجه شدید که اگر بخواین یک دوربین بخرید یکی از مسائلی که باید بهش توجه کنید ، تکنولوژی و ابعاد Sensor  اون هست. معمولاً توضیحات مربوط به این قسمت روی بدنه نیست و در کاتالوگ نوشته شده. 

مکانی که سنسور در دوربین نصب شده در تصویر زیر مشخص است. وقتی شما لنز رو از روی بدنه ی دوربین باز می کنید (جدا می کنید) در انتهای بدنه دوربین قرار
داره:
تصوير


در بحث گذشته که یک اشاره ی کوچک به Sensor ها داشتم گفته بودم که نباید لنز رو در محیطی که گرد و غبار و خاک داره تعویض کنید. چون اگر گرد و خاک روی سنسور بنشینه (چشم شما قادر به دیدن اونها نیست) وقتی عکاسی می کنید و میخواین عکس هاتون رو توی کامپیوتر ببینید ، می بینید که یک سری نقاط سیاه  رنگ در جاهای مختلف عکس قرار گرفتند که اصلاً مطلوب نیست. تصویر زیر دارای چنین نقاطی است که باید با نرم افزار برطرف شود (نقاط غیر مطلوب در آسمان در تصویر زیر):


تصوير



تمیز کردن سنسور یا Sensor Cleaning کاری نیست که هر فرد مبتدی انجام دهد.
معمولاً نمایندگی های تعمیر این کار را انجام می دهند. شکل تمیز کردن آن با ماده ای خاص را ببینید:

تصوير



تصوير




Shutter و Diaphragm :



شاتر پرده ای است که به محض فشردن دکمه ی عکاسی باز و بسته می شود و جلوی نور را کاملاً می بندد تا تصویر ثبت گردد. بسیاری فکر میکنن پرده شاتر همان دیافراگم است. درحالیکه این دو ، دو پرده ی جداگانه هستند با کارآیی متفاوت.

در دوربین های دیجیتال ، شما تنظیمات سرعت باز و بسته شدن شاتر را در اختیار دارید. تا وقتی که پرده شاتر باز است ، نور عبور می کند و به سنسور برخورد می نماید. تصوّر کنید وقتی سرعت باز و بسته شدن شاتر را روی یک هزارم  ثانیه می گذارید یعنی تقاضای باز و بسته شدن با سرعت فوق العاده زیاد را دارید و شاتر فقط لحظه ی کوتاهی باز است. پس هر جسمی که در حال عکاسی از آن هستید هر چقدر سرعت داشته باشد در عکس شما   Freeze  شده است مثل یخ و حرکت آن به نظر نمی آید. دو تصویر زیر را مقایسه کنید:


تصوير

تصوير


در تصویر اول سرعت باز و بسته شدن شاتر اینقدر بالاست (4000/1 ثانیه) که آب مجال فروریختن را پیدا نمی کند و در هوا به صورت قطراتی Freeze می شود.
اما در تصویر دوم ، شاتر با سرعت یک هشتم ثانیه باز و بسته می شود و در این مدت زمان ، آب فرصت سقوط کردن را پیدا می کند و تصویر آنها به صورت مجموعه خطوط کشیده شده ثبت می شود. اکنون می توانید حرکت یک اسب را تصّور کنید. اگر سرعت شاتر بالا باشد ، دویدن اسب به صورت یک تصویر منجمد ثبت می شود در حالیکه اگر در سرعت های پائین شاتر ، عکاسی کنید هاله ای از دویدن اسب در پشت سر او دیده می شود. معمولا وقتی میخواهند حسّ حرکت دار بودن موضوع را به بیننده ی عکس القا کنند با سرعت های پائین شاتر عکاسی می کنند تا این هاله خود را نشان دهد. در عکس های تبلیغاتی از اتومبیل ها نیز از چنین تکنیک هایی استفاده می شود.


شاتر قبل از عکاسی بسته است ، با فشردن دکمه باز می شود و نور ثبت می شود و سپس شاتر بسته می شود. همه این عملیات در مدت زمانی که شما تنظیم می کنید صورت می گیرد. هر چقدر سرعت را کم کنید مسلماً شاتر برای مدت طولانی تری باز است و نور وارد دوربین می شود که به این عمل نوردهی می گویند. یعنی وقتی سرعت شاتر را روی 30 ثانیه تنظیم میکنید ، دستور می دهید شاتر به مدت سی ثانیه باز باشد تا نور موضوع عکاسی وارد دوربین شود و سپس شاتر بسته می شود. به شکل باز و سپس بسته شدن شاتر توجه کنید:

تصوير


اگر برای مدت زمان طولانی شاتر را باز می گذاریم (مثلاً عکاسی در شب و نورهای کم) تحت هیچ شرایطی نباید دوربین تکان بخورد. زیرا تصویر تار خواهد شد.
همچنین اگر دوربین هم ثابت باشد و موضوعات متحرک باشند تصاویر آن ها دارای هاله خواهد شد. برای همین ، عکاسی در نورهای کم روی سه پایه صورت می گیرد.
شاترها شکل های مختلفی دارند. یک شکل آن همان بود که در تصویر قبل دیدید.
به دو صورت دیگر هم وجود دارند که در تصاویر زیر می بینید. شاترها در زیر به صورت پرده های آبی رنگی نمایش داده شده اند که جلوی سنسور را می بندند: 


شاتر عمودی:

تصوير


شاتر افقی:

تصوير


یک نوع دیگر شاتر این است که آینه ای با پائین آمدن جلوی سنسور را می بندد.
یک نوع دیگر هم این است که شاتری در کار نیست ، با قطع کردن لحظه ای برق به سنسور ، آن را خاموش می کنند تا نور برخوردی به سنسور ثبت نگردد که یک روش الکترونیکی است و کمتر کاربرد دارد. شاتر ها معمولاً در بدنه دوربین و در جلوی سنسور قرار دارند. 


اما دیافراگم که پرده ای جدا از شاتر است در لنز قرار دارد. آیا تا به حال پیش آمده است که در یک ظهر آفتابی شدید شخصی که از راه دوری در حال نزدیک شدن به شما است را ببینید و تشخیص ندهید؟! برای اینکه آن را واضح تر ببینید چه می کنید؟! مسلماً بر اساس آموخته های  غریزی و تجربی ، یا چشم خود را تنگ تر می کنید و یا اینکه دست خود را روی پیشانی گرفته و سایه بان می کنید. برای چه این کار را می کنید؟! شما به صورت ناخود آگاه با تنگ کردن چشم و ایجاد سایه بان برای کاهش نور محیط تلاش میکنید. دیافراگم هم دقیقاً همین کار را انجام می دهد. یعنی با بسته شدن ، مسیر ورود نور را تنگ تر می کند تا نورهای زیادی وارد نشود و عمق میدان وضوح افزایش یابد. تنظیمات مربوط به این پرده با یک سری اعداد انجام می شود که در ارتباط مستقیم با سرعت شاتر است. توضیح این رابطه بسیار نیازمند بحث طولانی است. دیافراگم را با  F  نشان می دهند. هر چه عدد دیافراگم بزرگ تر شود ، این پرده بسته تر می شود. عدد 1 باز ترین حالت دیافراگم است. همچنین بدانید که دیافراگم هیچ وقت به طور کامل بسته نمی شود چرا که در آن صورت دیگر اجازه ورود نوری داده نمی شود که عکاسی صورت بگیرد. بنابراین دیافراگم در بسته ترین حالت خود هنوز مقداری باز است:


تصوير



در تصویر زیر ، دیافراگم دوربین سمت راست باز و در دوربین سمت چپ ، دیافراگم بسته است:

تصوير



در دهنه لنزها ، عدد مربوط به حداکثر گشادگی دیافراگم نوشته شده است. که تأثیر مستقیم و بسیار ارزشمندی در قیمت لنزها می گذارد. هر چه این عدد که در دهانه لنز نوشته می شود کوچکتر باشد آن لنز گران تر خواهد بود. چرا که در نورهای کم می تواند با سرعت های بالاتر شاتر عکسبرداری کند. اما لنزهایی که حداکثر گشادگی دیافراگم آنها کم است برای عکاسی در شب نیازمند سه پایه هستند چرا که نباید تکان بخورند و دلیل این است که ما با این عدد دیافراگم نمی توانیم سرعت بالایی برای شاتر تعریف کنیم. 


هر چه سرعت شاتر را بالا می بریم مجبوریم عدد دیافراگم را کاهش دهیم یعنی پرده دیافراگم را بازتر کنیم. اما وقتی دیافراگمی که برای این لنز توسط کارخانه نصب شده است بیشتر از آن مقداری که لازم است باز نمی شود در نتیجه ما نمی توانیم با سرعت های بالای شاتر عکاسی کنیم و چون مجبوریم با سرعت های پائین شاتر عکاسی کنیم نیازمند سه پایه هستیم. اینگونه می توان رابطه سرعت شاتر با گشادگی دیافراگم را فهمید.



به عبارت دیگر:


هر چه عدد سرعت باز و بسته شدن شاتر را افزایش می دهیم باید عدد مربوط به دیافراگم را کاهش دهیم تا دیافراگم باز شود. شما باید به یک طریقی نور را به سنسور برسانید ؛ وقنی سرعت شاتر را بالا می برید پس اجازه نمی دهید نور برای مدت طولانی به سنسور برخورد نماید که این ممکن است باعث تیره شدن عکس های شما شود ، پس حالا که سرعت شاتر را بالا بردیم و اجازه ورود نور کافی را ندادیم پس لااقل دیافراگم را باز بگذاریم و تنگ نکنیم که نور بتواند از این طریق تأمین شود.



افزایش سرعت شاتر  ==>  افزایش گشادگی دیافراگم (استفاده از اعداد کوچک تر دیافراگم).



کاهش سرعت شاتر  ==>  نور دهی مناسب است و نیازی به باز بود زیاد دیافراگم نیست (استفاده از اعداد بزرگ تر دیافراگم).
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 19:26  توسط علی علیپور  | 

اصول فیلمبرداری دیجیتالی

من مطالبی را از كتاب اصول فیلمبرداری بادوربینهای ودیو دیجیتالی نوشته J.O.S. Svendsen برای دوستانی كه علاقمند هستند انتخاب كرده ام و خواندن این كتاب را به تمامی دوستانی كه قصد خرید دوربین یا كسب اطلاعات مفید در زمینه فیلم برداری دارند توصیه می كنم .
از تمامی دوستان صاحب نظر نیز خواهش می كنم تا با اضافه كردن تجارب شخصی خود به افزایش بار علمی من و دوستان كم تجربه دیگر كمك كنند.
قبل از شروع به فیلم برداری بهتر است نكات زیر را چك كنید :
1. لرزشگیر دوربین روشن باشد به نظر من هیچگاه لرزشگیر را غیر فعال نكنید.
2. فرمت واید اسكرین 16:9 غیر فعال باشد.
3. همه جلوههای تصویری غیر فعال باشد .
4. اتو فوكوس فعال باشد.
بدین شكل كار خود را از نظر تكنیكی طوری تنظیم كرده اید كه تصاویر ضبط شده بعدا قابل ادیت شدن باشند.

هفت گناه بزگ تصویر برداری دیجیتالی:
1. همه افراد یا سوژه در وسط تصویر قرار داده می شوند. بهتر است از درون چشمی به سوژه نگاه كنید ( ترس از چشمی نداشته باشید ) و یك تصویر زیبا را پیدا كنید . شما می توانید سوژه را نزدیك به مركز و در یك طرف كادر قرار دهید ودر طرف دیگر یك پسزمینه زیبا . فقط فراموش نكنید فاصله برای سوژه تنظیم باشد.
2. تب زوم :
هر برداشتی از سوژه با زوم كردن انجام می گیرد و یا در طول ضبط زومهای زیادی صورت میگیرد. بهتر است به سوژه نزیدك شوید وقبل از آغاز ضبط روی او زوم كنید و در طول فیلم برداری انگشتان خود را از دكمه زوم دور نگه دارید .
3. زاویه مرده :
همه صحنه ها از یك نقطه فیلم برداری شده اند.بهتر است قبل از فیلم برداری به دست كم سه نقطه مناسب جهت فیلم برداری فكر كنید و در لحظات مرده مكان خود را عوض كرده زاویه فیلم برداری را تغییر دهید .
4. رنگ آمیزی با دوربین :
از دوربین فیلم برداری به جای قلمو استفاده می شود . تصویربرداری از بالاترین قسمت چپ یا راست شروع شده در پایین ترین نقطه جهت مخالف پایان می یابد . از زوم پرهیز كنید . تصویر برداری با زاویه باز بسیار بهتر است .
5. فیلم برداری در تمامی لحظات در یك ارتفاع صورت می گیردعلارغم اینكه با كمی بالا و پایین بردن دوربین تصاویر بهتر خواهند شد.
6. صحنه های 2 یا 3 ثانیه ای و دیگر هیچ . این تصاویر غیر قابل فهم و كلیپ كردن هستند .هر صحنه را حداقل 15 ثانیه فیلم برداری كنید .
7. حالت ضد نور :
نور در پشت سوژه است در نتیجه فقط سایه آن روی صفحه دیده می شود . جای خود را تغییر دهید ویا از یك رفلكتور جهت روشن كردن سوژه استفاده كنید .
به زعم نویسنده این اشتباهات چنان بلایی به سر فیلم می آورند كه مونتاژ كردن فیلم را غیر ممكن می كنند و موستوجب مرگ هستند .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 19:16  توسط علی علیپور  | 

آموزش فیلمبرداری

بخش اول ـ متد ترکیب  تصویری

اولین سلسله‌ مباحث آموزشی ما پیرامون اصول فیلم‌برداری به نحوه‌ی قاب بندی و ترکیب تصویری اختصاص دارد، چه لزوم بیان برخی ازجزای ضروری صحنه و حذف اجزای غیرضروری صحنه می‌تواند کادری زیبا و مناسب و منسجم را از یک تصویر برای شما فراهم سازد چرا که اگر تصویر به درستی ترکیب نشده باشد، با انحراف چشم از موضوع اصلی، ارزش تصویر را کاهش داده  و از رساندن هدف و پیام به بیننده در می‌ماند. ترکیب درست یک تصویر علاوه بر ایجاد توازن، بیننده را از سردرگمی نجات داده و نقطه ی تمرکز وی را بر روی نقطه‌ی تأکید تصویر موجب می‌گردد. همچنین ترکیب و کادربندی  درست تصاویر، می‌توانند پرسپکتیو تصاویر را افزایش داده و تناسبات میان اجزای آن را شدت بخشد و چگونگی القای تصویر را آنگونه که در ذهن فیلم‌بردار و کارگردان می‌باشد نظیر رسمیت، هیجان و …، به نحو درستی به تماشاگر بقبولانیم. لذا می‌توان ترکیب تصویری را شامل ذکر آحاد تصویر به گونه‌ای که ذهن بیننده را بر روی نقطه‌ی تأکید تصویر متمرکز کند ، تعریف نمود. اما نباید از این نکته  نیز غافل بود که هدف اصلی دلپذیر ساختن تصویر برای دید بیننده خواهد بود و هرگز نباید این را فدای قواعد دست و پا گیر نمود، هر چند که قواعد و قوانین نیز بر اساس لذّت بیننده و نگاه وی تدوین گردیده اند. بنابراین ترکیب تصویری دارای اهمیت  به خصوصی می‌باشد. بنابراین لازم است تا فیلم‌بردار با برخی از اصول این فن آشنا شود. عوامل بصری سازنده‌ی یک تصویر شامل گروه، خط، رنگمایه‌و عمق ظاهری یا واقعی می‌باشد که به تفصیل در مورد  آن‌ها  مطالبی بیان می‌داریم.

 

 

الف‌ ـ گروه:

شامل تمامی اجزایی است که باید در یک کادر جا بگیرند. تصویری بسته از یک گوینده‌ی خبری که در جلوی یک میز قرار دارد و در پشت سر وی نیز نقشه‌ای ترسیم شده است و همچنین میکروفون و گلدانی که بر روی میز می‌باشد ،  گروهی شامل میز، نقشه، میکروفون و گلدان گل را تشکیل می‌دهد که چگونگی قرار گرفتن آ‌ن‌ها بحث ترکیب تصویری در یک گروه می‌باشد. ترکیب قرینه ای اجزای یک گروه  معمولاً حالت رسمیت را القاء می‌کند و نقطه‌ی تأکید آشکاری را نخواهد داشت. و از نظر بصری نیز  طرحی جالب نخواهد بود. معمولاً نمی‌توان مرکز هندسی یک تصویر را نقطه‌ی تأکیدی بر تصویر در نظر گرفت اما هر گاه عکس را به صورت افقی و عمودی به سه بخش تقسیم کنیم، محلّ « برخورد یک‌سوم ها » که به همین اصل نیز معروف می‌باشد، نقطه‌ی تأکیدی مناسب را فراهم می‌آورد. این اصل معمولاً در نماهای توشات ( دو نفره ) و آورشولدر ( از روی شانه ) کاربردی عالی دارد.

تئوری تناسب طلایی یونانیان نیز کاربردی مفید دارد. آن‌ها معتقد بودند که نقطه‌ی تأکید باید پنج هشتم داخل هر کدام از لبه‌های کادر قرار گیرد که تقریباً برابر با همان محلّ برخورد یک سوم‌ها می‌باشد. ترکیب مثلثی نیز یکی از راه‌های دستیابی به نقطه‌ی تأکید تصویر می‌باشد. هر گاه مثلثی از اجزای یک تصویر فراهم شود، به گونه‌ای که دوربین بر روی قاعده ی مثلث و نقطه‌ی تأکید بر رأس مثلث واقع شوند، ترکیب تصویری قوی‌ای فراهم می‌گردد.

 

ب ـ خط

آن‌چه در این بحث مورد بررسی قرار می‌گیرد شکل مسیر خطوط می‌باشد. خطوط می‌توانند قصد و حالت صحنه را ترسیم کنند. خطوط موازی با کادر، احساسی از رسمیت، ترتیب و تعلّق به آن می‌دهد. این گونه تصاویر که از چنین خطوطی بهره‌مندند، هیجان چندانی را خلق نمی‌کنند و لذا برای تصاویری انتخاب می‌شوند که برای ترسیم هیجان به کار نمی‌روند. تداخل خطوط افقی و عمودی و کثرت آن‌ها در یک صحنه، فضایی خشن وانعطاف ناپذیر را به‌وجود می‌آورد که تصاویر زندان از این دست می‌باشد. خطوط اریب در صحنه معمولاً فضایی پر هیجان و

 

 

منعطف را القاء می‌کنند و جذّابیت تصویری خاصّی را به‌وجود می‌آورند. تسلّط بیش از حد خطوط اریب می‌تواند موجبات سردرگمی بیننده را فراهم کند. خطوط منحنی معمولاً جلوه‌ای از آرامش و وقار و زنانگی را بیان می‌دارد. هر چه انحنای خطوط بیشتر شود از قدرت آن کاسته شده و وقار را از آن می‌گیرد. می‌توان با پایین و بالا بردن دالی و حذف برخی از اجزای‎   زیاد، خطوط بیش از حد منحنی را حذف نمود.

 

ج ـ حرکت

از دراماتیک‌ترین ابزار جلب توجه بیننده به نقطه‌ی تأکیدی خاص می‌باشد. معمولاً حرکات ا‎  ریب، تأثیر گذارترین حرکات در صحنه می‌باشند، چنان که حرکت در طول صحنه و موازی با قاعده‌ی کادر چندان جالب نیست. حرکات اجرا کننده به صورت مستقیم و به طرف دوربین خالق صحنه‌ای تکان دهنده می باشد. اما به طور کل دو حالت کلی برای بهره‌گیری از ابزار « حرکت» در صحنه وجود دارد.

1.            هرگاه بازیگر در یک صحنه‌ی عمومی، خلاف مسیر حرکت سایرین و در حالی که به شدت از لا‌به‌لای‎ آن‌ها عبور می‌کند به طرف دوربین بیاید، خواه ناخواه دید بیننده به طرف وی جلب می‌شود و حتی گاه سرعت حرکت او بیشتر نمود پیدا می‌کند هر گاه وی فرضاً به سمت چپ کادر بدود و سایرین به سمت راست کادر.

2.            هر گاه بازیگر در میان انبوهی جمعیت متحرک ثابت باشد، دید را به سوی خود می‌کشاند همانند کودکی که در لا‌به لای جمعیتی متحرک گوشه‌ای نشسته‌  و گریه می‌کند و یا تصور کنید میدان جنگی را که در آن تن‌های بی حرکت فراوانی دیده می‌شود و حال ناگهان یکی از آن‌ها بنشیند و یا حرکت کند، واضح است که به طور ناخودآگاه دید ‌متوجه‌ی وی می‌شود.

 

د ـ رنگمایه

معمولاً روشن ترین نقاط یک صحنه، نقطه‌ی تأکیدی در آن صحنه است. همچنین نقطه‌ای در تصویر و یا جزیی از تصویر که دارای رنگمایه‌ای متمایز از سایر اجزاء می‌باشد دارای کشش دیدی بیشتر می‌باشد. وجود رنگمایه‌های روشن در گوشه‌های کادر معمولاً چشم را از صحنه‌ی اصلی منحرف می‌کند، حال آن‌که رنگمایه‌های تیره در گوشه‌های کادر، با افزایش فشردگی آن چشم را به طرف نقطه‌ی تأکید تصویر جذب می‌کند. رنگمایه‌های تاریک‌تر که در نزدیک قاعده قرار بگیرند ترکیب مثلثی مطلوبی را ایجاد نموده و نقطه‌ی تأکید تصویر که در رأس مثلث قرار گرفته بیشتر جلب توجه می‌کند. باید در تصویر برداری‌های رنگی دقت داشت که برش در تصویر باید به گونه‌ای باشد که رنگ‌های زمینه به شدت تغییر نکند.

 

هـ ـ عمق

خلق تصویری سه بعدی، در مدیوم دو بعدی تلویزیون، تخصّصی است که همواره مد نظر فیلمبرداران قرار داشته و از چهار طریق امکان پذیر می‌باشد: پرسپکتیو گروه، پرسپکتیو خط، پرسپکتیو رنگمایه، وضوح قیاس.

1.      پرسپکتیو  گروه

در این مورد بحث بر سر نسبت‌های منظر‌ه‌ای می‌باشد. تصویری از دو درخت را در نظر بگیرید که یکی نزدیک به دوربین ایستاده و دیگری پشت سر آن‌ و دورتر می‌باشد. هرگاه درخت جلو،‌ بزرگتر باشد، به نظر می‌رسد فاصله‌ی زیادی بین دو درخت وجود دارد. این خطای چشم بوده و درست همان کاری است که تصویرگر باید انجام بدهد اما چگونه؟ این عملی است که با یاری جستن از عدسی‌ها ممکن می‌گردد و در بحث‌های آتی پیرامون آن صحبت خواهد شد. مثلاً عدسی زاویه‌ی باز، عمق را افزایش داده و برعکس عدسی تله فتو عمق را کاهش می‌دهد. تصویرهای زاویه‌ی بالا فضای بین اجزای عمودی را کوتاه‌تر کرده و ارتفاع را کاهش می‌دهد و تصویرهای زاویه‌ی پایین هر گاه با عدسی زاویه‌ی باز گرفته ‌شود، سطح عمودی را بیشتر مورد تأکید قرار می‌دهد.

2.      پرسپکتیو  خط

ترکیب خطوط در یک صحنه جهت برقراری تناسبات منظره‌ای. می‌دانیم که خطوط نزدیک به دوربین بزرگ‌تر و خطوط دورتر، کوچک‌تر به نظر می‌رسند که هر گاه از عدسی زاویه‌ی باز استفاده شود این تأثیر نمود بیشتری پیدا می‌کند. از همین خاصیت و با استفاده از زوایای اریب، می‌توان به تصویر، تصوری از عمق را بخشید.

 

3.      پرسپکتیو  رنگمایه

هر گاه رنگمایه‌ها طوری ترکیب شوند که تصاویر تیره در جلو و تصاویر روشن در عقب صحنه واقع شوند، تصویری از عمق به صحنه داده می‌شود، نورپردازان در این مورد کمک شایانی به فیلم‌بردار می‌کنند.

 

4.      وضوح قیاسی

هر گاه تصویری را با دوربینی قاب بندی کنیم که از عدسی زاویه‌ی باریک تر یا هر عدسی که درجه‌ی F (کانونی) آن کاملاً باز شده است بهره‌مند باشد، زمینه‌ی عقب تقریباً به طور قطع از عمق تصویری صحنه بیرون مانده و دارای وضوح نخواهد بود، در نتیجه نقطه‌ی تأکید تصویر در وضوح مشخّص بوده که حاصل آن افزایش عمق در صحنه می‌باشد. گذشته از افزایش عمق در تصویر، وضوح قیاسی، به تمرکز حواس بیننده بر روی موضوع اصلی کمک می‌کند. این متدی است بسیار مفید که اغلب فیلم‌برداران از آن استفاده می‌برند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 19:15  توسط علی علیپور  | 

نورپردازی

بخش عمده ای از تاثیر گذاری تصویر ، ناشی از کار نورپردازی آن است. نورپردازی توسط مدیر فیلم برداری انجام می شود ، اما کاملا با نظر کارگردان.

 

در سینما ، نورپردازی چیزی فراتر از نورتاباندن به اشیا ، فقط برای نمایاندن آنها است. بخش های روشن تر و تیره تر درون قاب به ساخته شدن ترکیب بندی هر نما کمک می کنند و به این ترتیب نگاه ما را به اشیا و کنش های خاص معطوف می دارند. یک لکه که نور بیشتری دریافت کرده ، می تواند چشم بیننده را به یک نکته مهم جلب کند ، در مقابل ، سایه جزئیات را پنهان می کند یا تعلیق ایجاد می کند درباره اینکه چه چیزی ممکن است در آنجا ، در پشت سایه باشد.

 

نورپردازی کمک می کند تا بافت ها جلوه گر شوند : خطوط یک صورت ، ظرافت تار عنکبوت ، بافت زبر چوب ، درخشندگی یک قطعه جواهر و ... .

 

 همچنین نورپردازی به ترکیب بندی کلی نما شکل می دهد. مثلا در شکل سمت چپ که نمایی از فیلم جنگل آسفالت ( 1950- The Asphalt Jungle ) ساخته جان هیوستون ( John Huston ) است ، نوری که از یک لامپ آویزان می تابد ، اعضای باند ( انها قصد دزدی از یک جواهر فروشی را دارند ) را به صورت یک تن واحد نشان می دهد و در عین حال با تاکید بر قهرمان ، از طریق اختصاص دادن روشن ترین و تمام رخ ترین حالت به او ، نقش او را برجسته تر کرده است.

 

نورپردازی می تواند حس ما از شکل و بافت اشیای نمایش داده شده را تحت تاثیر قرار دهد. برای مثال اگر به توپی از پهلو نور بتابد یک نیم دایره خواهیم دید و اگر از جلو به آن نور بخورد ، گرد به نظر خواهد رسید.

 

سایه (Shadow )

یکی از مسائل بسیار مهم در نورپردازی سایه است ، زیرا سایه ها به شدت می توانند به حس فضا کمک کنند. دو نوع مهم سایه وجود دارد که هر دو در ترکیب بندی سینمایی نقش مهمی دارند :

 

سایه پیوسته ( Attached Shadow ): هنگامی که بخشی از یک شیء ، جلوی تابش نور ، بر بخش دیگر آن را بگیرد سایه ایجاد شده ، سایه پیوسته است. برای مثال وقتی در اتاق تاریکی رو به روی شمعی می ایستید ، بخش هایی از صورت و بدنتان در تاریکی قرار می گیرد. این پدیده سایه پیوسته است.

 

سایه افکنده ( Cast Shadow ): در همان مثال شمع ، بدن شما جلوی تابش نور را می گیرد و سایه ای روی دیوار پشتی ایجاد می شود ، این سایه ، سایه افکنده است.

 

 

چهار ویژگی مهم نور ، در نورپردازی یک صحنه

کیفیت نورپردازی به شدت نسبی نور بستگی دارد. به این ترتیب دو حد نورپردازی داریم :

 

نورپردازی سخت : همان طور که از نامش نیز پیداست ، نورپردازی را سخت می گویند که در آن از نورهای شدید استفاده شود. برای مثال در طبیعت ، آفتاب ظهر نور سخت ایجاد می کند. در نورپردازی سخت ، سایه ها کاملا مشخص و تند هستند و بافت ها و کناره های تیز ایجاد می شود.

نورپردازی نرم : در نورپردازی نرم ، روشنایی ها پخش شده هستند و شدت نور به نسبت نورپردازی سخت کمتر و ملایم تر است. برای مثال نور آسمان ابر آلود ، نرم است. در این نورپردازی ، خطوط و بافت ها کمی نرم ، پخش شدگی نور بیشتر و تضاد ملایم تری بین نور و سایه وجود دارد.

 

جهت نور

جهت نورپردازی ، بر مسیری اشاره می کند که نور به شی ء می تابد. این مسیرها عبارت اند از :

 

نور جلویی : نوری که از رو به رو به سوژه می تابد.

 

 نور پشتی : این نور از پشت موضوعی که قرار است فیلم برداری شود به آن می تابد و می تواند در زوایای مختلف از پشت بتابد برای مثال مستقیم ، از بالا ، از پهلو و ... . نور پشتی اگر همراه دیگر نورها نباشد اثری ضد نور دارد و سوژه را تاریک و تیره می کند. همچنین این نور کمک می کند خطوط مرزی مشخص شوند و سوژه از پس زمینه جدا شود.

 

نور پایین : نوری که از جلو و از پایین به سوژه می تابد برای مثال کسی که در کنار آتش نشسته و نور آتش از پایین چهره او را روشن می کند. از آنجا که نورپردازی از پایین ، چهره را تحریف می کند ، ممکن است برای خلق وحشت از آن استفاده شود.

 

نور بالا : نوری که از جلو و از بالا به سوژه می تابد. این نور اگر بر چهره بازیگر بتابد استخوان بندی صورت او را به خوبی نشان می دهد ، به همین خاطر هر گاه فیلم ساز بخواهد حالت چهره و حس موجود در چهره بازیگر ، نمایان شود از این نور استفاده می کند.

 

جهاتی که در اینجا گفته شد جهات اصلی هستند کمی تغییر زاویه می تواند ، جهات نوری دیگر و در نتیجه کاربردهای بیشتر ایجاد کند.

 

منبع نور

منبع نور منبعی است که نور را تولید می کند. ممکن است فیلم ساز نخواهد از یک منبع نور مصنوعی استفاده کند و نور طبیعی که در محیط وجود دارد را مناسب بداند و تنها با کمی تغییر در شدت و ضعف و یا سمت و سوی آن ، از طریق فیلتر های نوری یا موانعی که بر سر راه نور ایجاد می کند ، نور مورد نیازش را تامین کند ( این کار در فیلم های مستند بیشتر مرسوم است ). همچنین فیلم ساز می تواند برای رسیدن به نور مورد نظرش در صحنه ، از انواع پروژکتورها و نورپرداز ها استفاده کند.

در اغلب فیلم های داستانی از منابع نوری اظافی برای اعمال کنترل بیشتر بر کیفیت تصویر استفاده می شود. در بیشتر فیلم های داستانی ، چراغ های رو میزی ، چراغ های خیابانی و لامپ هایی که در میزانسن می بینیم ، منبع اصلی تامین نور فیلم برداری نیستند و هم زمان با آنها منابع نوری دیگری خارج از صحنه ، بخش های مختلف آن را روشن می کنند.

فیلم ساز باید تلاش کند ، تا طرحی از نورپردازی ایجاد کند ، که با منابع نوری موجود در صحنه مانند همان چراغ های رومیزی و ... هم خوانی داشته باشد. برای مثال در حالی که در تصور می بینیم ، تنها یک شمع به عنوان منبع نور در صحنه وجود دارد ، نمی توان صحنه را خیلی رو شن و پر نور کرد.

 

رنگ

فیلم سازهایی که می خواهند بر نورپردازی کنترل داشته باشند ، با نور تا حد امکان سفید خالص کار می کنند. فیلم سازها با استفاده از فیلترهایی که در جلو منبع نور قرار می دهند ، می توانند نور را به هر رنگی که می خواهند در بیاورند. برای مثال ، برای القای نور شمع به ته رنگی نارنجی نیاز است و یا برای القای رنگ مهتاب به آبی متمایل به ارغوانی. رنگ نور بسیار مهم است و تاثیرگذار. با به کار بردن رنگ مناسب در نور می توان به خلق فضا بسیار کمک کرد ، مانند آنچه در مثال نور شمع و نور ماه گفته شد.

 

ما عادت کرده ایم که به نور محیط هر روزه خود بی توجه باشیم ، از این رو نورپردازی فیلم هم می تواند به سادگی برایمان عادی شود و حتی بدتر بی اهمیت جلوه کند ، با این حال ظاهر یک نما و حس نهفته در آن ، با ویژگی هایی که نور صحنه از آن برخوردار است می تواند کنترل شود. فیلم ساز به طرق مختلف می تواند با دستکاری این عوامل و با ترکیب آنها به تجربه بیننده شکل بدهد.

 

پس از آنکه نورپردازی هر صحنه کامل شد ، باید مراقب بود که نور برای دوربین کافی باشد. در این مرحله مدیر فیلم برداری با نورسنج ، مقدار نور تابانده شده به صحنه و مقدار نوری را که توسط اجسام ، به ویژه اجسام براق بازتابیده می شود را اندازه می گیرد و با استفاده از آن ، ابزار لازم برای فیلم برداری از آن صحنه را فراهم می کند.

 

نورپردازی ، نور ها ، ابزار

نور درحقیقت قابل دیدن نیست . اگر نگاهی به دکور نصب شده بیاندازید ،‌می‌توانید تمام زحماتی را که صرف ساختن و تهیه کردن آن شده است ،‌لمس کنید . بنابراین اثر نور را می‌بینید نه خود نور را .

شدت ،‌تضاد یا کنتراست و سمت منابع نوری ،‌باید متناسب با ویژگیهای دوربینهای الکترونیک و زاویه نگاه آنها انتخاب شود. همچنین دمای رنگ نور آنها باید از ابتدا تا انتهای برنامه ،‌ثابت باشد و گرنه کیفیت رنگ برنامه تغییر خواهد کرد. حتی اگرنورپردازی رابلندپروازانه و وسیع طراحی کرده باشیم ، باید به گونه‌ای باشد که با محدودیتهای بسیار جدی و دست وپاگیر استفاده از نیروی برق ، زمان ، نیروی کار ،‌و وسایل نورپردازی کارایی داشته باشد.

 

بحث هنری نورپردازی

می‌توان از نورپردازی برای تاکید کردن بر سطوح ،‌شکل و جنس سوژه‌ها یا کم جلوه‌دادنشان استفاده کرد ؛ می‌توان تصوری از موقعیت ومکان و فاصله را خلق کرد . می‌توان از طریق ایجاد فضاهای سایه-روشن ، آثاری افسون‌کننده و رویایی و زیبا خلق کرد. می‌توان با نورپردازی آگاهانه و هنرمندانه ، توجه بیننده را به نقاط خاصی جلب کرد ، بدین ترتیب که نقاطی را برجسته و چشمگیر و نقاط دیگری را سرخورده و کم‌اهمیت جلوه داد . با استفاده از روشهای نورپردازی ،‌قادر خواهید بود ظاهر سوژه‌ها را به طور کامل تغییر دهید .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 19:14  توسط علی علیپور  | 

اصول نورپردازی

شیوه‌های نورپردازی

برخی اصول بنیادین نورپردازی:

1- ویژگیهای عمومی نورمناسب برای تصویربرداری ویدئو ،محدوده نورهای تند و تیز تا نورهای ملایم را شامل می‌شود . نورهای تندو تیز سایه‌های قوی ایجاد می‌کنند و زمینه و حجم موضوع را آشکار می‌کنند ؛ در حالیکه نورهای نرم و ملایم ،‌روشنایی بدون سایه تولید می‌نمایند و زمینه و حجم موضوع را کم‌اهمیت نمایش می‌دهند. نورپردازی مناسب از ترکیب این نورها به دست می‌آید- سمت تابش نور مورد استفاده ،‌توازن و شدت نسبی آنها و ویژگیهایشان ( نورهای تند تیز یا نرم وملایم ) است که مشخص می‌کند صحنه و سوژه به چه چیزی شباهت دارد.

3- به هر سوژه باید یک نوراصلی(key light) بتابد . این نور ، روشنایی اصلی صحنه را تشکیل می‌دهد که قالب و حجم موضوع و شکل و زمینه سطح آن را آشکار می‌سازد و سمت تابش نور را مشخص می‌کند.

4- برای کاهش کنتراست و نورپردازی سایه‌ها ،‌یک نورفرعی یا پر کننده (fill light) مورد نیاز است تا یک نوع روشنایی نرم ومطبوع را تامین کند.

5- نور پشت که خط محدوده موضوع را از پشت سر مشخص کرده ، به ایجاد عمق و حجم در تصویر کمک میکند.

6- در طرح اساس نورپردازی ،‌به سه نوع منبع نور اصلی ، پرکننده یا فرعی ،‌و نور پشت نیاز داریم که به طور معمول به شکل مثلثی تنظیم می‌شوند.

7- افزون بر نورپردازی سوژه ،‌از چند منبع نوری نیز برای روشن ساختن دکور برنامه استفاده می‌شود . این منابع نوری ،‌شکل ، طرح و قالب دکور را مشخص می‌سازندو تصویر مناسب حال و هوای برنامه را خلق می‌کنند.

نورپردازی باید متناسب با نگاه دوربین باشد و با آن تداخل ناخواسته و ناهماهنگی نداشته باشد . همچنین طرح نورپردازی باید طوری باشد که امکان حرکت و مانور دوربین و بوم صدا را فراهم آورد و از تشکیل سایه‌های نابجای دوربینها و بوم صدا دوری گزیند.

خلاصه آنکه نورپردازی موفق تنها با داشتن یک ذهن خلاق و پیش‌بینی نتایج کار و برنامه‌ریزی منظم ،‌میسر است .

در نورپردازی سنتی که به آن نورپردازی سه نقطه ای هم می گویند ، حداقل سه منبع نوری را برای هر نما در نظر می گیرند و با کم یا زیاد کردن ، تغییر زاویه دادن و ... به نور مورد نظر دست می یابند :

 

منبع نور اصلی ( Key Light ) :

نور اصلی یک صحنه که معمولا با زاویه 45 درجه نسبت به موضوع تابانده می شود. نور اصلی می تواند از نور خورشید نیز تامین شود. نورهای دیگر را برای کنتراست ، ایجاد سایه روشن و تزئین صحنه ، به این نور می افزایند.

 

منبع نور فرعی یا تلطیف کننده ( Fill Light ) :

نور ملایمی که معمولا کنار دوربین و در کنار یا رو به روی نور اصلی قرار می گیرد تا مناطق نور ندیده را نور دهد و یا سایه های ایجاد شده توسط نور اصلی را تلطیف کند و به این ترتیب از شدت تضاد نور و سایه بکاهد. از این نور برای تزئین صحنه هم استفاده می شود. اما این نور نباید روی میزان نور صحنه اثر خاصی بگذارد و از خود سایه ای به جا بگذارد.

 

منبع نور پشتی یا ضد نور ( Backlighting ) :

نور پشت ، از پشت سوژه و معمولا از بالا می تابد. و به حاشیه های سوژه نور می دهد تا سوژه را از پس زمینه جدا کند.

 

معمولا هر کاراکتر و سوژه اصلی در صحنه ، نور اصلی ، نور تلطیف کننده و نور پشتی خود را خواهد داشت ، اما نورپردازی باید به گونه ای باشد که کاراکتر و سوژه اصلی به خوبی نمایان باشد.

نورپردازی سه نقطه ای در دوران استودیویی هالیوود شکل گرفته است و بعدها به طور گسترده در سینمای سایر کشور ها به کار گرفته شد. امروزه هم این روش روش پر کاربردترین روش نورپردازی است. در این سیستم نورپردازی لازم است ، هر وقت دوربین به قاب بندی جدیدی نیاز دارد ، محل منبع های نور ، دوباره تنظیم و برای قاب جدید آماده شوند.

 

 

سبک های اصلی نورپردازی

 

نورپردازی با مایه روشن ( High – Key Lighting )

این نوع نورپردازی به معنای روشنایی دادن زیاد به صحنه و حداقل سایه است. در این سبک ، نور اصلی تند و مسلط است. نورپردازی پر مایه برای نشان دادن محلی با نور زیاد و خیره کننده برای مثال یک بعد از ظهر آفتابی یا یک سالن مراسم شادی ، به کار می رود. همچنین از این نور برای نشان دادن ساعات مختلف روز نیز استفاده می شود.

به طور کلی ، نورپردازی با مایه روشن ، حس و حالی براق ، شاد و امن دارد ، به همین خاطر بیشتر در فیلم های کمدی و شاد مورد استفاده قرار می گیرد.

 

نورپردازی با مایه تیره ( Low - Key Lighting ) :

در این سبک ، نور اصلی نقش مسلط ندارد و نور عمومی صحنه بیشتر مایل به خاکستری یا تیره است. البته چند نقطه نورانی برای ایجاد تضاد با تاریکی به کار می آیند ، اما صحنه بیشتر به تاریکی گرایش دارد و حضور سایه ها در آن سنگینی می کنند. نورپردازی با مایه تیره کنتراست های بیشتر و سایه های تیز تر و تاریک تر ایجاد می کند. اغلب نور تلطیف کننده کم است یا به کلی حذف شده است.

نورپردازی با مایه تیره به کار صحنه هایی می آید که فضایی محزون ، مرموز ، اضطراب آمیز و تهدید کننده دارند ، به همین خاطر از این سبک در فیلم های جنایی و ترسناک بسیار استفاده می شود.

 

این دو سبک تا حدودی افراطی هستند و بار حسی زیادی دارند ، فیلم سازان علاوه بر استفاده از این دو سبک به سبک های بینابینی نیز گرایش دارند و صحنه های مختلف را با توجه به محتوای آنها ممکن است با شدت و ضعف و در درجات مختلف به سمت تاریکی ، روشنایی یا خاکستری ببرند.

 

 

پروژکتورهای مهم و پر کاربرد

 

پروژکتور نور لکه ای یا اسپات لایت ( Spotlight )

این منبع نور باریکه قابل کنترلی از نور ارائه می دهد و این باریکه را آنقدر می توان باریک کرد که لکه نور روی فرد یا محل مورد نظر بیفتد. چنین منبع نوری معمولا از یک محفظه استوانه ای شکل تشکیل می شود و بازتاب دهنده ای در پشت چراغ آن و یک عدسی در جلوی آن قرار دارد. کانونی کردن و باریکه کردن نور با حرکت چراغ و در مواردی با حرکت عدسی امکان پذیر است. چراغ های لکه ای رو باز ، معمولا عدسی ندارند و باریکه پهن تری ارائه می کنند. این پروژکتور معمولا به پایه ای U یا Y شکل متصل می شود و به مدد آن می تواند بر روی پایه های بلند نصب شود. این پروژکتورها دارای قدرت های مختلف بین 100 تا 10000وات هستند.

 

پروژکتور فتوفلود ( Photoflood )

این پروژکتورها به صورت لامپ های نیمه کروی هستند که معمولا قسمتی از سطح داخلی آنها نقره اندود شده است. این پروژکتورها با ولتاژی بیش از ولتاژ عادی کار می کنند ( 250 تا 1000 ) و می توانند نور زیادی تولید کنند ، اما این کار به قیمت کاهش عمر و دوام لامپ تمام می شود. توان این پروژکتورها 375 یا 500 ( در نوع های جدید بالاتر ) وات است.

این پروژکتورها را به هر نوع سرپیچی می توان وصل کرد.

 

لامپ کوارتز ( Quartz Bulb )

این پروژکتور دارای لامپ های دو قطبی کشیده بزرگ می باشد. همچنین دارای دو درب فلزی است که به وسیله آنها می توان نور را کم یا زیاد کرد و آن را جهت داد. این لامپ حاوی رشته تنگستن در یک گاز هالوژنه چون ید یا برم است. این نورپردازها از سال 1960 رایج شدند و بسیار مورد استفاده قرار می گیرند ، زیرا نه تنها سیاه نمی شوند ، بلکه با دمای رنگی ثابتی می سوزند. جنس شیشه این پروژکتورها معمولا کوارتز است و در دماهای زیادی که از چراغ ساطع می شود ، ذوب نمی شود. این پروژکتورها سبک بوده و برای فیلم برداری در محل های مختلف به ویژه فیلم های خبری مناسب هستند. توان این پروژکتورها از 500 تا 2000 وات است.

 

لامپ قوس زغالی ( Carbon Arc Lambs )

این چراغ ها منبع نور بسیار قوی اما کم ولتاژ هستند. در این پروژکتور ها با ایجاد کمان الکتریکی توسط زغال های مخصوص ، صحنه مانند روز روشن می شود. این چراغ گرچه با سر و صدای زیادی کار می کند و عمر نسبتا کمی هم دارد ، اما زمانی تنها و بهترین منبع نوردهی داخل استودیو به حساب می آمد و هنوز هم وقتی به نور زیادی نیاز است ، منبع بسیار خوبی است.

 

پروژکتور دینکی ( Dinky )

این پروژکتور که شکل ظاهری آن به صورت استوانه بلند است ، دارای توانی برابر 1000 تا 3000 وات است. بعضی از این پروژکتورها دارای آداپتوری هستند که به وسیله آن می توان دهانه نوردهی پروژکتور را کوچک و یا بزرگ کرد.

 

پروژکتور کاسه ای ( Scoop )

پروژکتوری که دارای بازتابه ای بزرگ و یک لامپ لخت به قدرت 500 یا 1000 وات است و می تواند نوری گسترده و پهن ارائه دهد. از این منبع نور معمولا برای روشن کردن پس زمینه استفاده می شود.

 

پروژکتور گزنون ( Xenon )

چراغی پر قدرت که بین دو الکترود تنگستن آن ، در محفظه ای سرشار از گاز گزنون ، یک قوس الکتریکی تشکیل می شود.

 

در نورپردازی ، وسایل کمکی زیادی به کار می آید که توجه به آنها هم ضرورت دارد ، زیرا در خلق جلوه های نوری مطلوب بسیار مفیدند. دروازه که نوعی نورگیر است و در برابر منبع نور قرار می گیرد ، سبب می شود که به بخش های خاصی از صحنه نور نرسد. دیگر انواع نورگیرها هم در کاهش نور نقاط مختلف ، یا تاریک کردن بعضی نقاط دیگر موثرند و برخی از انواع آن ، سایه هایی به اشکال مختلف ایجاد می کنند. انواع پایه ها ، گیره ها ، بازوها و ریل ها در استودیو وجود دارند تا مناطق خاصی از صحنه را به روش مطلوب نور بدهند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 19:13  توسط علی علیپور  | 

فیلمبرداری اصولی

 

فیلم برداری بادوربینهای دیجیتالی

فیلمبرداری یکی ازحرفه هایی است که بسیار پیچیده ،فنی وتوام باهنر است. امروزه دوربینهای دیجیتالی به مددتکنولوژی های روز کاررابسیارآسان کرده است.فقط کافی است دوربین راروشن کرده ودگمه استارت رابزنیم . همه چیز به طوراتوماتیک تنظیم شده وتصویرروشن وواضحی را درروی نوار ویدیویی یا هارد دوربین ضبط خواهد کرد .هرچند که اگربرای اولین بارفیلمبرداری کنید،هیجان زده خواهید شد.زیرا ثبت لحظات مهم وموردنظر شما وبازبینی آنها احساس شور وشعف درشما ایجادخواهدکرد.اما پس ازمدتی هیجانات اولیه فروکش کرده وواقع بینانه تربه تصاویر نگاه خواهیدکرد .دراین هنگام است که تصاویر شماچندان برایتان خوشایندنخواهدبود.یک فرق بزرگی را بافیلمهایی که درتلویزیون وسینمامی بینید احساس خواهیدکرد.اگر آدم منصفی باشید قبول خواهید کردکه فیلمبرداری کارش فقط روشن وخاموش کردن دوربین نیست بلکه کاری است پیچیده،فنی وحرفه ای است که اگر باهمدیگرتلفیق شوند چیزی خلق خواهدکردکه اسم آن هنر فیلمبرداری است وصاحب آن حرفه را فیلمبردار(فیلمبردار دوربین ویدیویی را تصویربردارمینامندکه به غلط مانیز فیلمبردارمی گوییم).

۱-   آشنایی با اصول کار دوربین های تصویربرداری

۲-   آشنایی با اصول فیلمبرداری

۳-   اصول نور پردازی ساده

۴-   صدا برداری سر صحنه

۵-   حقه های فیلمبرداری

۶-   اصطلاحات رایج فیلمبرداری                                             

قبل از پایان این مقدمه ذکر دو نکته را لازم میدانم اشاره نمایم.

۱-عکاسی پایه فیلمبرداری است.اگر میخواهید یک فیلمبردارقابل قبول باشید باید عکاسی را خوب بلد باشید.چون عکاسی و فیلمبرداری در اصول و مسایل پایه ای نکات مشترک زیادی دارند .بنابرین قبل از پیگیری مطالب فیلمبرداری، مطالب عکاسی را در این سایت مطالعه کنید.

۲- مطالب مربوط به فیلمبرداری بسیار گسترده تر از آن است که درحداین سایت باشدو بنده هم ادعایی ندارم که این اصول همه مسایل موجوددر تصویر برداری بادوربینهای دیجیتالی و ویدیویی است بلکه قطره ای از دریاست که در طول سالیان دراز آموخته و تجربه کرده ام امید که مفید واقع گردد.

 

اصول کار دوربین تصویر برداری

کلیه دوربینهای تصویر برداری موجود در بازار از اصول مشترک پیروی می کنندوطرز کار نزدیک به هم دارند.اگر برای اولین بار است که دوربین فیلمبرداری خریده اید یا تحویل گرفته اید ،به آرامی و حوصله جعبه اش را باز کرده و وسایل داخل جعبه را کنترل کنید.کارت گارانتی دوربین های سونی را معمولأ روی جعبه اش می چسبانند باید مواظب جعبه و کارت گارانتی باشید.شارژر و سیم رابط برق را به برق وصل کرده اگر درروی شارژر مکانی برای شارژر باطری باشدباطری را نصب و در غیر این صورت باطری را در محل نصب باطری در پشت دوربین نصب کرده و باطری را شارژر کنید.زیرا باطری برای اولین بار به حدود 12ساعت شارژرکردن نیاز دارد.

12ساعت مدت زمان شارژر شدن باطری فرصت مناسبی است که دفترچه راهنمای دوربین را بدقت مطالعه کنید زیرا این دفتر چه نحوه ی شارژر کردن باطری، روشن کردن دوربین،گذاشتن نوار در داخل دوربین،تنظیمات دوربین ومکانیزم های عملکردی مختلف دوربین رابطورکامل توضیح می دهند.دراینجا نمی خواهیم مطالبی راکه دفترچه راهنمای دوربینها می نویسند دوباره بیاورم بلکه چند نکته مهم را دراینرابطه میخواهم تذکر دهم.

۱-   تنظیمات تاریخ وساعت راازطریق منو دوربین برای همیشه ویکبار تنظیم کنید.

۲-   اندازه کادر تصویررا تنظیم کنید.(4: 3یا 16: 9)اندازه معمولی کادرتلویزیونی 3:4 است واندازه 9:16 تصویر تلویزیونهای پرده عریض است.درصورت استفاده ازحالت فیلمبرداری تصویر عریض ،حین نمایش فیلم در تلویزیون معمولی قسمتی ازبالا وپایین تصویر سیاه دیده خواهدشد.

۳-  سایر تنظیمات را بااستفاده ازدفترچه راهنما از طریق منو تنظیم نمایید.

۴- به یادداشته باشید :

-         پس ازهربارتصویربرداری باطری راشارژکنید. هرچند باطری کاملأ تخلیه نشده باشد.

-     عدسی ،مانیتور و ویزور(عدسی چشمی) دوربین را بادستمال مخصوص عینک پاک کنید .

-   پس ازهربار تصویربرداری دوربین رااز گردوخاک تمیز کنید ودرکیف خود قراردهید .

-    ازدست زدن به عدسی اکیدأ خودداری کنید .

-  هیچگاه موقع تصویربرداری دوربین راروبه خورشیدویا منبع نوری بسیار قوی نگیرید.

-  نوارویدیویی راهیچگاه بازور داخل دوربین نکنید بلکه به آرامی وبافشار اندک ،نواررا درجای خود قرارمی گیرد ویا خارج می شود.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 19:12  توسط علی علیپور  | 

زوایای فیلمبرداری

 

زاویه دوربین درسینما که همانا نقطه دید می باشد یکی از ابزارهای دراماتیکی است  که به دیدگاه کارگردانی برمی گردد. توسط زاویه دوربین است که اهمیت ووضعیت خاص فرد مقابل دوربین وارتباط او با دیگران برای بینندگان القا می شود.نکته دیگر استفاده از لنز واید در این زوایا است که تاثیرات آن را بیشتر می کند. زاویه دوربین 7 نوع است که در زیر اشاره می گردد.

      1-زاویه عادی یا آی لول (eye level)

این زاویه درست نقطه مقابل بازیگر قراردارد وتقریبأ همسط چشم اوست . این زاویه کمترین تاثیردراماتیکی را دارد وهیچ حالت خاصی را القا نمی کند.

2- زاویه پایین یا لوانگل (low angle)

در این نما دوربین در سطح پایین تر قرارگرفته است واز پایین به بالا شخص بازیگر فیلمبرداری می شود.انگار بیننده درموقعیت پایین تر از بازیگر قرار گرفته است. از این نما برای نشان دادن برتری وقدرت بازیگر یا فرد مقابل دوربین استفاده می شود. در طبیعتنیز از این زاویه برای نشان دادن ساختمانهای مرتفع ، عظمت وشکوه بناهاودرختان وتاسیسات و..... استفاده می شود.

     3- زاویه بالا یا های انگل (high angle)

در این نما دوربین درسطح بالاتر ازبازیگر قرارگرفته واورا ازبالا به پایین نشان می دهد.دراین نما بیننده احساس می کند که درموقعیت بالاتر از بازیگر قرار گرفته و او حقیر وضعیف وخوار جلوه می کند.درطبیعت ازاین زاویه برای نشان دادن نقشه،بازی فوتبال،گلهای باغچه ومزرعه و... استفاده می شود.

      4- زاویه خیلی پایین (very low angle)

برای گرفتن این زاویه دوربین تقریبأ نزدیک بازیگرو روی زمین قرار می گیرد.تاثیرعظمت وقدرت بازیگر در این نما بیشتر از زاویه پایین است. البته خطوط پرسپکتیوی در آن تقریبأ از بین می رودوتصویر حالت دوبعدی  پیدا می کندوباید با احتیاط استفاده شود.

5- زاویه خیلی بالا (very high angle)

دراین نما نیز خاصیت تحقیر وضعیف بودن بازیگر یا سوژه نسبت به زاویه بالا تشدید شده است وموقعیت دوربین در شکل زیر نشان داده شده است .استفاده از آن نیز به دلیل ایجاد اعوجاج تصویری وحذف حالت سه بعدی تصویر باید کم وبااحتیاط باشد. چنانکه در ابتدا ی این بحث گفته شد استفاده از لنز واید تاثیر این زوایا را بیشتر وپرسپکتیو خاصی ایجاد می کندودرموارد خاصی استفاده می شود.

6- زاویه بالای سر (over head)

در این نما دوربین دقیقأ بالای سر قرار دارد وتاثیر خاصی که در زاویه های انگل ها وجوددارد در این زاویه وجود ندارد وبیشتر حالت تحت نظارت و در تعقیب بودن بازیگر را القا می کند وگاهی تنهایی یک فرد را در جایی غریب.

7- زاویه کج (empasis level)

در این نما دوربین ازحالت قائم کمی به طرف راست یا چپ تمایل پیدا می کند. این زاویه موقعیت افتادن ومتزلزل را القا می کند. اگر این زاویه توام با زاویه های های انگل ولوانگل استفاده شود موقعیت متزلزل فرد را (چه قدرتمند وچه ضعیف)نشان می دهد. درطبیعت نیز برای نشان دادن قهر طبیعت مانند سیل وزلزله وافتادن بنایی و... می توان استفاده کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 19:12  توسط علی علیپور  | 

حرکات در فیلمبرداری

حرکات اساسی دوربین

اصولأ درسینما نماها به صورت ثابت واز شات معرف(مستر شاتmaster shot  )تا نما های درشت تر گرفته می شود مگردرمواردی که نیاز به حرکت دادن دوربین باشد،مثلأ برای تعقیب فرد یا موضوعی که درحال حرکت است یا کشف ومعرفی اشیا ورویدادهای جدیدی بدون قطع دوربین نیاز باشدوطبیعتأ چشمان بیننده نیز خواستار تعقیب آن است بنابراین هیچ حرکتی را بدون دلیل نباید انجام داد.

حرکات دوربین به دو دسته تقسیم می شود:

الف) حرکات دوربین روی پایه ثابت

ب) حرکات دوربین روی پایه متحرک

حرکات دوربین روی پایه ثابت

1-حرکت پن یا حرکت افقی(pan)

 چرخش دوربین روی محورثابت به طرف چپ یاراست را حرکت پن(پان) می گویند.

حرکت پن خیلی شبیه حرکت بازیگراست وتاثیرآن درروی بیننده به گونه ای خواهد بودکه مثل اینکه چشمانمان را درسطح افق برای تعقیب موضوع مورد نظر از نقطه ای به نقطه دیگر حرکت دهیم. ازاین حرکت برای حذف موقعیت های غیرضروری ومعرفی موقعیت های جدید استفاده کرد.حرکت پن باید به آرامی شروع وبه آرامی خاتمه یابد. چنانکه سوژه درکادرثابت حرکت کرددوربین بعدازاو حرکت کندودرپایان نیز اول دوربین بایستد بعد سوژه متوقف شود.بعضی فیلمبرداران به محض استارت زدن ،دوربین راحرکت می دهندودرپایان نیز به محض توقف حرکت دوربین دگمه(پاوز)را می زنند، اینکار هنگام مونتاژ مشکل ایجاد می کند . بهتراست بعد یا قبل ازحرکت دوربین حداقل 3 ثانیه در حالت ثابت فیلمبرداری شود .

2- حرکت تیلت یا حرکت عمودی(tilte)

حرکت دوربین روی پایه ثابت وحول یک محور به طرف بالا یاپایین را حرکت تیلت می گویند. تاثیر این حرکت به گونه ای است که انگار شخص بیننده چشمها یا سرش را برای دیدن یک ساختماناز بالا به پایین یا برعکس حرکت می دهد.ازاین حرکت برای دادن توجه بیشتر به عظمت وقدرت سوژه می توان استفاده کرد.به طورمثال اگردوربین درحین حرکت ناگهان بایستد ، توجه بیننده را به آن محل متمرکز می کند.اگر از لنز تله استفاده شود حرکت دوربین سریعتر به نظر می رسدوبرعکس اگر از لنز واید استفاده شود حرکت آرام ونرم دیده می شود.

3- حرکت مورب

این حرکت تلفیقی از حرکت پن وتیلت است ودوربین حول یک محور ثابت یک حرکت چپ یا راست نرمی را به صورت یک منحنی از بالا به پایین ویا بالعکس طی می کند.

حرکات دوربین روی پایه متحرک

1-    حرکت دالی این یا حرکت به طرف جلو(dolly in)

این حرکت یکی از حرکات فنی دوربین می باشدکه برای انجام آن می بایست دورشته ریل روی زمین مانند ریل قطار کارگذاشته می شودودوربین روی ارابه چهار چرخی که روی ریل حرکت می کندقرارمی گیردوبه طرف جلو حرکت داده می شود این ارابه را دالی یا تراک می گویند.حرکت دوربین روی آن باید یکنواخت ونرم باشد.تاثیر این حرکت آن است که بیننده به آرامی به سوژه نزدیک می شود.این حرکت پرسپکتیو طبیعی دارد واززیبایی خاصی برخوردار است.هنگام انجام این حرکت باید توسط دستیار فیلمبردار به طور مرتب تنظیم فاصله انجام گیرد.

2-    حرکت دالی اوت یا حرکت به طرف عقب(dolly out)

این حرکت دقیقأ عکس حرکت دالی این است وتاثیر آن این است که بیننده به تدریج از سوژه دور می شود.

3-    حرکت تراولینگ(traveling)

این حرکت یکی دیگر ازحرکات فنی وپیچیده دوربین می باشد که درآن دوربین برای تعقیب موضوع درحال حرکت به همراه او حرکت می کند.گاهی حرکت دوربین وسوژه موازی است وگاهی از هم دوریابه هم نزدیک می شوندمثلأ ازیک نمای لانگ شات به نمای مدیوم کلوز آپ می رسدویابرعکس.حرکت تراولینگ نیزبردوگونه است هم رو به جلو وهم به عقب. برای انجام تراولینگ نیز می بایست دورشته ریل موازی روی زمین مانند ریل قطار کارگذاشته می شودودوربین وفیلمبردار روی ارابه چهار چرخی که روی ریل حرکت می کندقرارمی گیردوبه طرف جلو یاعقب حرکت داده می شود .حرکت دوربین روی آن باید یکنواخت ونرم باشد.

 

4-    حرکت کرین و بوم(boom)

تغییر ارتفاع دوربین ازبالا به پایین یاپایین به بالا راحرکت بوم می نامندکه به وسیله جرثقیل خاصی به نام کرین یا پایه پدستال در استودیو تلویزیونی انجام می گیرد.این حرکت برای معطوف کردن توجه از نقطه ای به نقاط دیگر ویا منحرف کردن توجه بینندگان ورفتن به موضوعات دیگر استفاده می شود.درصدا وسیما بارها برای نشان دادن خیل عظیمی ازراهپیمایان ازاین حرکت استفاده شده است .بطور مثال دوربین در نمای مدیوم شات یک یا چند نفررا درحال شعاردادن نشان می دهد دوربین به تدریج عقب رفته وحرکت عمودی روبه بالا را شروع می کنددرپایان نما خیل عظیم راهپیمایان در حال شعار دادن دیده می شوند. ازکرین درفیلمهای تاریخی وجنگی سینمایی استفاده های زیادی می شودواستفاده از آن نیاز به هماهنگی ومهارت ویژه ای دارد.

قوانین حرکتی دوربین

1-     برای حرکت دوربین علتی باید وجودداشته باشد وگرنه حرکت دوربین بی معنی جلوه می کند.

2-  همیشه اول سوژه حرکت کند سپس دوربین حرکت کندودر انتهای حرکت اول دوربین متوقف شود سپس سوژه متوقف شود.

3-     قبل از آغاز حرکت دوربین یک یا چندبار حرکت را تمرین کنید سپس اقدام به فیلمبرداری وحرکت کنید.

4-  قبل از حرکت دوربین ابتدا ، وسط وانتهای حرکت را مشخص کنید وفاصله ها را تنظیم وعلامت گذاری کنیدسپس فیلمبرداری را شروع کنید وبه دستیارتان بسپارید که فوکوس را به موقع تنظیم کند.

5-  حرکت دوربین درلنز تله سریعتر ازلنزوایددیده می شود بنابر این بایددرانجام حرکت به این موضوع توجه کنید ودرهنگام فیلمبرداری با لنز تله آرام ونرم حرکت کنید.

6-     درهنگام انجام حرکت تراولینگ یا دالی برای کاهش تکانهای دوربین از لنز واید استفاده کنید.

7-  برای دوربین همیشه تکیه گاه مطمئنی ایجاد کنید.اگر روی سه پایه است آنرا محکم ببندیدواگر روی دست فیلمبرداری می کنید آنرا به طرز صحیح ومحکم بگیرید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 19:10  توسط علی علیپور  | 

اجزای دوربین فیلمبرداری

 دوربین فیلم برداری ( Camera )

 دوربین، وسیله اصلی ضبط یک رشته تصاویر به هم پیوسته و متوالی ،  روی نواری از فیلم است. به طور خلاصه آنچه در هنگام فیلم برداری  روی می دهد این است که:  دوربین در هنگام فیلمبرداری از هر صحنه ، با یک سرعت مشخص (  مثلا 24 قاب در ثانیه ) ، به طور متوالی عکس هایی از صحنه مورد  نظر می گیرد. این عکس ها بر روی فیلم به صورت قاب به قاب ضبط می  شوند. سپس این فیلم را در دستگاه نمایش می گذارند و با همان  سرعتی که فیلم برداری صورت گرفته ، آن را به نمایش در می آورند و  به این ترتیب به دلیل خاصیت تداوم دید در چشم انسان ، توهم حرکت  ایجاد می شود.

 امروزه دوربین های بسیاری ، در اندازه های متفاوت و قابلیت های  مختلف تولید می شود و در انواع روش ها و موقعیت های فیلم برداری  مورد استفاده قرار می گیرد.

 اجزاء اصلی دوربین

 منبع انرژی دوربین

 دوربین های اولیه کوکی بودند ، به این معنی که قبل از فیلم  برداری ، ضامن کوک را چندین بار گردش می دادند تا انرژی لازم در  فنر دوربین ذخیره شود و دوربین در موقع لزوم از آن استفاده کند.  به تدریج نیروی الکتریسیته و جریان برق جایگزین کوک شد. همه  دوربین های امروزی با برق کار می کنند. در دوربین های کوچک و  نسبتا سبک که قطع فیلم هم کوچک است ( برای مثال 8 میلیمتری ) ،  معمولا از باطری های خشک استفاده می کنند اما در قطع های بزرگ تر  فیلم ( مانند 16 ، 35 و ... ) که انرژی بیشتری برای حرکت فیلم ،  مورد نیاز است ، باطری هایی که با اسید کار می کنند ، مقرون به  صرفه تر هستند. البته امروزه دیگر از باطری های شارژی استفاده می  شود که استفاده از آنها آسانتر و بهتر است. اما در دوربین های  حجیم تر و حرفه ای تر از موتور برقی نیز استفاده می شود.

 دوربین بدون منبع انرزی کار نمی کند ، پس باید پیش از شروع به  کار مطمئن شد که انرژی لازم برای دوربین فراهم است. در دوربین  هایی که با باطری کار می کنند معمولا لامپ کوچکی هست ، که فیلم  بردار را از اوضاع باطری آگاه می کند. مثلا اگر لامپ قرمز بود ،  یعنی باطری قوی است و برای فیلم برداری مناسب است ، اما اگر لامپ  خاموش بود و یا نور آن کم رنگ بود باید یا باطری را عوض کرد و یا  آن را شارژ نمود.

 کلید سرعت

 با استفاده از کلید سرعت ، مشخص می کنیم که می خواهیم فیلم با چه  سرعتی ضبط شود.

 اگر فیلم صامت باشد ، معمولا سرعت را روی 18 قاب ( فریم ) در ثانیه تنظیم می کنند ، به این معنی که در هر ثانیه ، با فواصل  زمانی ثابت تنها بر روی 18 قاب تصویر ضبط شود. اگر فیلم ناطق  باشد معمولا با سرعت 24 قاب در ثانیه فیلم را ضبط می کنند. به  این ترتیب اگر فیلم گرفته شده را با سرعتی برابر سرعتی که آن را  ضبط کرده اند به نمایش در آورند ، حرکت ها طبیعی به نظر می رسند.

 

اگر بخواهند حرکت ها سریع تر از حد معمول باشند ، یعنی فست موشن  ( Fast Motion ) ، سرعت را بر روی سرعتی کمتر از آنچه در بالا  گفته شد ، مثلا 9 قاب در ثانیه تنظیم می کنند ، و لی در هنگام  نمایش با سرعتی بیشتر ، معمولا سرعت معمول به نمایش در می آورند.  و اگر بخواهند حرکت ها کندتر از حد معمول باشند ، یعنی اسلو موشن  (Slow Motion) ، سرعت را بر روی سرعتی بیشتر از آنچه گفته شد ،  مثلا 36 قاب در ثانیه ، تنظیم می کنند ، ولی در هنگام نمایش با

 سرعتی کمتر ، معمولا سرعت معمول به نمایش در می آورند.

 البته باید توجه داشت برخی از دوربین ها تک سرعته هستند ، مثلا  24 قاب در ثانیه ، در این دستگاه ها دیگر سرعت دست فیلم بردار نیست ولی در دوربین های چند سرعته باید پیش از شروع کار فیلم  برداری ، سرعت را تنظیم کرد.

 ویزور چشمی

 ویزور ، دریچه ای است که فیلم بردار می تواند ، سوژه را از داخل  آن ببیند. از آنجا که قدرت دید اشخاص مختلف با هم فرق می کند ،  برخی دوربین ها مجهز به ویزور چشمی متغیر هستند. به این ترتیب  فیلم بردار باید قبل از شروع به کار ، با گرداندن ویزور و تغییر  فاصله آن با بدنه دوربین وضعیت چشم خود را با تصویر داخل ویزور  تطبیق دهد. برای این کار ابتدا دوربین را در فاصله 30 متری از یک  سوژه قرار می دهند و با توجه به آن ویزور را تنظیم می کنند.

   فیلتر

 فیلتر ، وسیله ای است که از آن برای خوش رنگ تر شدن فیلم و نیز  تنظیم میزان روشنی و تاریکی در بخش های مختلف صحنه استفاده می  کنند. فیلتر ها انواع مختلف و موارد استفاده گوناگون دارند. فیلم  بردار باید تشخیص دهد با توجه به نوری که در صحنه موجود است (  نور طبیعی یا نور مصنوعی ) ، رنگ های به کار رفته در صحنه و ...  چه نوع فیلتری استفاده شود و در چه حالتی قرار گیرد.

 شاتر

                         

 

 شاتر ، مسدود کننده ای است که در مواقع لازم اجازه می دهد مقداری  از نور سوژه به فیلم برخورد نماید. پیش از فیلم برداری ، باید  اندازه شاتر و در بعضی دوربین ها درجه شاتر را با توجه به سرعتی  که سوژه دارد تنظیم کرد. سرعت سوژه یا معمولی است مانند پیاده  روی و دوچرخه سواری ، یا سرعت زیاد است مانند حرکت اتومبیل ، و  یا سرعت خیلی زیاد است مانند حرکت قطار و هواپیما. هر چه سرعت  بیشتر می شود اگر شاتر با اندازه و عدد تنظیم می شود آن را بیشتر

 و اگر با درجه تنظیم می شود ، درجه را کمتر می کنند. البته در  بعضی از دوربین ها اندازه شاتر ثابت است و از آنها باید در فیلم  برداری از نوع خاصی از سرعت حرکت مثلا معمولی استفاده کرد.

 فیلم خام

 فیلم های خام مورد استفاده با توجه به قطع دوربین ( مثلا 8 ، 35  و ... میلیمتری ) ، از نظر ظهور و چاپ ( مثلا نگاتیو ، پوزتیو و  ریورسال ) و ... فرق دار ند و فیلم بردار باید فیلم خام درست و

 مناسب را به درستی در دوربین قرار دهد. همچنین مراقب باشد که به  فیلم نور نخورد و از بین نرود.

 کونتور

 کنتور ، مقدار مصرف شده از فیلم خام ( معمولا بر حسب فوت یا متر  ) و در بعضی دوربین ها مقدار باقیمانده از فیلم خام را نشان می  دهد و به این ترتیب فیلم بردار را از ادامه کار، آگاه می کند.

 البته در دوربین ها علامت ( مانند نوشته ) یا چراغی نیز وجود  دارد که فیلم بردار را از اتمام فیلم خام آگاه می کند.

 عدسی ( لنز )

 عدسی ها در اندازه ها و شکل های مختلف ساخته می شوند و کارشان  تمرکز اشعه های نورانی بر امولسیون فیلم است. هر لنز دو فاکتور  مشخص و مهم دارد :

 1- فاصله کانونی.

 2- دیافراگم.

 فیلم بردار باید با استفاده از یک عدسی مناسب ، صحنه را به گونه  ای فیلم برداری کند که اجزای اصلی و بخش های مهم و مورد نظر  کارگردان دارای وضوح خوبی باشند و اصطلاحا حالت فوکوس داشته  باشند.

 نورسنج

 نورسنج ، وسیله ای الکترونیکی است که شدت و میزان نور در صحنه را ااندازه می گیرد. با توجه به اندازه ای که نورسنج اعلام می کند  باید میزان باز شدن دیافراگم را تعیین کرد ، تا با این میزان نور  ورودی ، به فیلم ( با توجه به حساسیت آن به نور ) ، صدمه وارد  نشود.

 دیافراگم

 دیافراگم، که به خاطر شباهت با شبکیه چشم ، به آن شبکیه هم گفته  می شود ، میزان نور عبوری از عدسی و نوری که به فیلم می رسد را  کنترل می کند. دیافراگم مانند دریچه ای است ، قابل کنترل ، که  معمولا از تکه های نازک فلزی ، که روی همدیگر را می پوشانند ،  تشکیل می شود.

 طرز کار دوربین

 فیلم خام درون فیلمدان قرار می گیرد. فیلم با گیر کردن حاشیه  سوراخ دار ش در دندانه های چرخ دنده در حال چرخش ، در دوربین به  گردش در می آید. هز قاب فیلم تک تک با مکانیسمی شبیه چنگک که روی  سوراخ های حاشیه فیلم عمل می کند به پایین کشیده می شود. هرقاب  به مدت کسری از ثانیه ( بر اساس سرعت تعیین شده ) ، پشت شاتر می ماند ، شاتر باز می شود و عدسی فرصت می یابد تا با نوری که از سوژه می تابد ، تصویری روی فیلم بیندازد. سپس شاتر بسته می شود و قاب دیگری دوباره پشت شاتر قرار می گیرد . در این حال ، قاب های  نور خورده به کمک چرخنده در فیلمدان دیگری جمع می شوند. این کارها به طور مداوم انجام می شود ، تا فیلم خام تمام شود. برای جلوگیری از پاره شدن فیلم در اثر فشارهایی که طی حرکت ، توقف و  حرکت دوباره به آن وارد می آید ، حلقه های متحرکی را در بالا و  پایین دریچه قرار داده اند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 19:9  توسط علی علیپور  | 

فیلمبرداری از سوژه متحرک

می‌توان به روشهای مختلف از سوژه‌های درحال حرکت تصویربرداری کرد . هریک از این روشها ، تاثیرات خوب و مشکلاتی دارند
محدودیتهای قاب بندی
دنبال کردن حرکت با لنز بسته مشکل است و جایی که قاب تصویر ، فضای کافی برای حرکت بیشتر ندارد وبسیار فشرده به نظر می‌رسد سوژه ،‌ناخواسته از محدوده قاب خارج می‌شود . بنابراین اگر قصد ندارید که بخشی از حرکت را از دست دهید ، یا باید یک نمای بازتر یا نقطه دیدی متفاوت بگیرید،‌یا باید تلاش کنید که با این محدودیت کنار بیایید و سوژه را درآن شرایط دنبال کنید . البته اگر حرکات را برنامه‌ریزی کرده باشید ،‌به طور معمول دوربین می‌تواند حرکت را در قاب خود داشته باشد.
حرکات دوربین
حرکت سوژه‌هایی که از دوربین دور می‌شوند یا به طرف دوربین می‌آیند ، بسیار ساده‌تر و راحت‌تر درقاب تصویر نگهداری می‌شود تا حرکاتی که به طور متقاطع یا عمود بر محور دید دوربین انجام می‌گیرند. هرچند به این نکته هم باید اشاره کنیم که حرکات مورب همیشه برای دید دوربین جالبتر و جذابتر است.
می‌توانید یک حرکت افقی را با چرخاندن سر دوربین دنبال نمایید . اما این اشکال وجود دارد که در پایان حرکت پان ،‌ ممکن است پیشتر از نقطه‌ای که باید درآنجا توقف می‌کردید،‌رفته باشید . تعقیب موضوع با دوربین به جلو یا عقب به نظر ساده می‌آید. البته روشهای دیگری هم هست . مثلا در آغاز حرکت ، می‌توانید به نقطه دید دوربین دیگری که با فاصله ،‌در محل مناسب دیگری مستقر شده ،‌ برش دهید . این دوربین ،‌رسیدن بازیگر را تا جلوی خود نظاره خواهد کرد .
باید بدانیم که اگر حرکت مستقیم سوژه به سوی دوربین ثابت ،‌ مناسب و با منطق و اصول همراه نباشد، غیر طبیعی و تصنعی به نظر خواهد رسید.
تغییرات نقطه دید دوربین
هنگام طراحی عمل دوربین ،‌کارگردان)) همیشه باید موظف باشد که حرکات دوربین)) به طور کامل نرم ،‌آرام و قابل اطمینان صورت گیرد. دوربین ، در حالی که نمای انتخاب شده را در قاب تصویر خود دارد ،‌ می‌تواند به طور غیر محسوس به سوژه نزدیکتر شود و به اصطلاح بخزدعمل زوم کردن آرام لنز ،‌ بسیار راحت‌تر از حرکت دوربین به جلو یا عقب است و شاید هم جایگزین مناسبی برای حرکت دوربین باشد . عقب کشیدن دوربین ،‌نیازمند مهارت تصویربردار است و باید بسیار مواظب بود که هنگام عقب کشیدن دوربین و بازتر شدن میدان دید لنز ، اشیای ناخواسته نزدیک به سوژه اصلی ،‌ درقاب تصویر دیده نشوند . بویژه زمانی که سوژه خود متحرک است ، چرخیدن به دورآن ( arching ) نیازمند تمرین بسیار است.
به خاطر داشته باشید که وقتی دوربین و سوژه ،‌هر دو در حرکتند ،‌همکاری و همراهی بسیار نزدیک این دو ،‌ ضروری و اساسی است . بنابراین ، برای مثال ،‌سرعت راه رفتن بازیگر در زمان تمرین با دوربین ،‌باید با حرکت دوربین متناسب باشد.
_شرح تصویر
1- سمت حرکت : عبور از صحنه الف) بسرعت در عرض صحنه (‌عمود بر محور دوربین) ب) به شکل مورب و مایل ج) حرکت از انتهای صحنه و مستقیم به سوی دوربین ( منطبق بر محور دوربین) که تا حدودی بیشتر طول خواهد کشید وممکن است خسته کننده به نظر برسد.
2- زوایای مایل: حرکت بین سوژه‌های با فاصله زیاد را ،‌می‌توان با حرکات مایل نسبت به محور دوربین پوشش مناسب داد.
3- از گرفتن تصاویر ناقص ( سر از تن جدا شده یا ..) بپرهیزید: تصویربرداران را از بلند شون یا نشستن بازیگرانتان آگاه سازید . در مورد ارائه تصاویر و آثار عجیب و غریب و باورنکردنی وخیالی آنها را راهنمایی کنید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 19:9  توسط علی علیپور  |